نگاهی به عملیات الماس فریب (شاهکار وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی) وچاقو کشان مخالف

 

 

منصور یادگاری

 

در تاکتیک رزمی اصول بر این استکه توان دفاعی و جنگی را نبایستی بیشتر از توان موجود اعلام کرد چونکه این امر باعث میشود تا دشمن با تکیه به این اطلاعات با توان رزمی قوی تری بسراغتان بیاید البته این دستور العمل تاکتیکی در مواجه با غرب کارآیی ندارد که پرداختن به این موضوع به یادداشتی دیگر موکول میشود قصد پرداختن به عملیاتی هست که جمهوری اسلامی به آن عنوان الماس فریب لقب داده است.

استارت عملیات الماس فریب که ابتداء از سوی غرب زده شد بر اینگونه بوده است که یکی از سرداران سپاه که به دادوستد الماس های نایاب مشغول بوده و در بانکوک به سر میبرده از سوی آمریکا انتخاب میشود برای تشکیل دولت در تبعید ایرانیها . این فرد که علیرضا مدحی نام دارد طبق اظهاراتش در برنامه ای تحت همین نام که از شبکه خبر منتشر شده است موفق میشود با وزیر امورخارجه آمریکا در عربستان سعودی ملاقات کند و بدنبال این ملاقات به آمریکا رود.به این گزارش توجه کنید.

 

آنچه که مدحی اعلام میکند حکایت از آن دارد که با گذشت 33 سال از حاکمیت یک حکومت دینی در ایران غرب همچنان تلاش دارد تا از وجود افراد مذهبی در مخالفت با جمهوری اسلامی استفاده نماید که نشان میدهد دستگاههای اطلاعاتی آمریکا همچنان دین دوستی حاکم در ایران را بجا تشخیص میدهند یعنی اینکه این عمل از سوی آمریکا آشکار میسازد بعد از سالها دین ستیزی که از سوی بخشی از مخالفان سلطنت طلب صورت گرفته است مردم دیندار هستند .

 

این اقدام آمریکا تشابهی هم با انقلاب 57 دارد که آیت الله خمینی از فرانسه توانست یک انقلاب دینی را در ایران رهبری کرده و نظام شاهنشاهی را در ایران ساقط کند سناریوی برادر مدعی هم تقریبا همان سناریو بوده است.

 

اما جای گرفتن برادر مدحی در کنار بخشی از مخالفان از جمله علیرضا نوری زاده،مهرداد خوانساری،یک چاقو کش که میگوید منتظر هست چاقویش را فروکند و همچنین محسن مخملباف و ... ارتباط آنها با آمریکا را ثابت میکند چرا که اینبار متفاوت از سناریوهای قبل که مخالفان یکی را مییافتند و تلاش میکردند بعنوان رهبر مخالفان در پاچه غرب کنند و پول به تیغند اینبار این غرب یعنی آمریکا بود که یکی را یافته بود و در پاچه مخالفان کرده بود به همین خاطر اعتماد مخالفان بالا به وی صدرصد بود.

 

غرب که سرمایه گذاری زیادی درخصوص آقای صدری کرده بود وی را سردار معرفی میکرد آقای مدعی که تلاش میشد از چنگ به اصطلاح تروریستهای جمهوری اسلامی حفاظت شود همواره با جلیقه ضد گلوله در مکانها حاضر میشد.به این گزارش نگاه کنید.

در ادامه سناریوی الماس فریب غرب بعد از اینکه از آقای مدحی یک سیمای بین المللی میسازد وی را در جمع مخالفان بالا قرار میدهد تا عملیات جنبه ایرانی پیدا کند مصاحبه ها با روزنامه های خارجی شروع میشود مدعی در حالیکه از شهدای انقلاب و جنگ حمایت میکند میگوید اگر سال 57 بود دیگر استارت انقلاب را نمیزد .یکی از مخالفان که شبکه خبر وی را عامل اسرائیل میخواند در بخش خوراک رسانه ای برای فارسی زبانان میگوید ما با کمک سردار یعنی مدحی و دوستانش بزودی و سر فرصت چاقو را در بدنه جمهوری اسلامی وارد خواهیم کرد.

 

شبکه خبر در مستند خود اضافه میکند که این جریانات در زمانی صورت میگیرد که ایران بدلیل ادعای تقلب در انتخابات جمهوری اسلامی ملتهب است و دو جناح رژیم و همچنین مخالفان جمهوری اسلامی به جان هم افتاده اند .لذا اگر بپذیریم که وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی از پیش در خصوص تلاش غرب برای تشکیل دولت در تبعید احتمالاتی میداده است بایستی گفت: عملیات الماس فریب را وزارت اطلاعات بعد از پیروزی احمدی نژاد در اولین دوره از ریاست جمهوریش طراحی کرده و به مرحله اجراء گذاشته است و از همه مهمتر از راه افتادن انقلاب بهار عربی در کشورهای منطقه مطلع بوده و به همین خاطر هم سناریو خالی کردن فشار مردم ایران را در برنامه داشته است تا مبادا اعتراضات مردم ایران با تقلید از انقلاب عربی شکل بگیرد.موضوعی که آن زمان هم هشدار داده بودم.

 

اگر اینگونه باشد به این نتیجه میرسیم که تحلیل مخالفان واقعی جمهوری اسلامی از سناریو اصلاحات درست بوده و سید محمد خاتمی مامور شکل دهی یک جبهه مخالف گذایی برای جمهوری اسلامی بوده تا مخالفان برانداز را کنار زده و جای انها را بگیرد که در این امر موفق هم بوده است چرا که توانسته با این روش سناریوی انقلاب مخملی امریکا را دفع کند معنی این حرف هم این است که موسوی و کروبی همنقش افرادی مثل مدحی هستند.

 

و اما نتیجه گیری که میشود از این عملیات گرفت این است که ابتداء بایستی به وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بخاطر انجام این شاهکار تبریک گفت ،چرا که زرنگ بوده و توانسته دستگاههای امریکایی و مدعیان مخالفت با جمهوری اسلامی را فریب دهد و قدرت خود را به نمایش بگذارد.اگر تبریک نگیم بی انصافی کردیم.

 

1.این عملیات نشان میدهد که آمریکا و جهان غرب هیچ برنامه از پیش تعیین شده ندارد و از انجام هرگونه اقدام غیر جنگی برای براندازی جمهوری اسلامی عاجز است.

 

2. به سخنان افرادی مثل علیرضا نوری زاده و الباقی که مدعی ارتباط با درون رژیم هستند نباید اعتماد کرد و همه اظهارات این افراد را یک بلوف تفسیر نمود که میکوشند از این راه نان خفت باری را برای خود و خانوادههایشان نهیه نمایند.

 ( نوری زاده درحالیکه هیجان زده است در این ویدیو میگوید: سردار به من وعده داده که کار جمهوری اسلامی تا 6 ماه بعد تمام است و در این ویدیو که بعد از برگشت مدحی به ایران است میگوید:آدم بدبختی بوده 4 سال در گوشه بانکوگ افتاده بود ،بدهکار بود و جمهوری اسلامی بدهیهایش را داد و... از این قبیل شر و برها و اما در این ویدیو هم که مربوط میشود بزمان حضور سردار در کنار مخالفان فوق با آب تاب از ارتباطش با دستگاههای جمهوری اسلامی میگوید.)

جمهوری اسلامی در عملیات الماس فریب نشان میدهد که نوری زاده و ایرانیهای که در رسانه های غربی فعال هستند را در جریان انتخابات ریاست جمهوری فریب داده و آنها  را واسطه ای برای شکستن شعار تحریم انتخاب نموده تا سناریوی تخلیه فشار مردمی را به اجراء گذارد.

 

3.جمهوری اسلامی در عملیات الماس فریب که بخشی از آن مربوط است به اغتشاشات انتخابات ریاست جمهوری توانسته است مهمترین اصلاحات را انجام دهد آن هم شکستن قداست پلیس ایران است پلیسی که به احدون وناسی اجازه نمیداد از کارآیش انتقاد کند و خود را آریی از هرگونه اشتباه میدانست که جریان انتخابات ریاست جمهوری این قداست را از بین برد و ما امروزه شاهد شوخی و انتقاد از پلیس در سریالهای تلویزیونی و فیلمهای سینمایی میباشیم .

 

4.مدحی بعد از اهورا مزدا دومین نفری است که توانسته ماهها مخالفان جمهوری اسلامی را سرکار بگذارد و این هم نشان میدهد که مخالفان جمهوری اسلامی از سیاست فوت کن بچسبان پیروی میکنند نه کمتر و نه بیشتر.

 

و در نهایت خداوند به بازماندگان قربانیان حوادث انتخابات 88 صبر بدهد که عزیزانشان قربانی سیاست بازی شدند.