عجب ملت خوش بختی هستیم ما،در این دوران کمبود عاطفه هرکس بنحوی ما را نوازش میدهد.

 

منصور یادگاری

یک مایع سیاه به نام نفت باعث شده تا همواره ما مهم جلوه کنیم و بعضی ها خط قرمز زیر اسممون بکشند این خط قرمز در طول تاریخ زیر اسم ما بوده و در این اواخر بنحو کلافه کنده ای برجسته شده است از این برجستگی که با دلسوزی های خاله خرسه همراه شده حالت تهوع به انسان دست میده .

محبت وقتیکه سیاسی میشه نتیجه آن این میشه که دل و روده آدم میرزه به هم و از محبت مرض حاصل میشه ، 33 سال پیش برای رسیدن به یک جامعه ای آزاد و جامعه ای که در آن اراده گروهی سرنوشت ساز باشد انقلاب کردیم و دسته دسته انسانهای خود را قربانی کردیم ولی اوضاع چندان فرقی نکرد تصور کنید جامعه ما بایستی یک سکه تمام بهار آزادی باشد در زمان محمد رضا شاه ربع سکه بودیم انقلاب 57 که بهای سنگینی را پای آن هزینه کردیم فقط توانست یک ربع دیگه آن را تکمیل کند و ما شدیم نیم سکه .

سیستمی شبیه به ایران که در آن ریاست جمهوری و نمایندگان مجلس از سوی مردم بواسطه انتخابات برگزیده میشوند نیمه دمکراسی خوانده میشوند.

اما نیمه دوم دمکراسی نتنها در کشور ما حاکم نشد بلکه حاکمان تصمیم گرفتند خارج از اراده خدا یعنی بدون تلاش و امتحان همه ما را بزور اسلحه ،بازداشتگاه،سپاه،کمیته و بسیج به بهشت ببرند .به همین سبب هم به هر راهی دست زدند زندانی کردند،تعهد گرفتند،غرورما را شکستند آنهم در جمع،صحنه های اعدام برای ما به نمایش گذاشتند و هر روز غمگین تر از روز قبلمان کردند، چرا که بنا به باور آقایان اسلام دین شادی نبوده و نیست و به همین خاطر همه بایستی عزادار باشند.

البته نباید همه این اقدامات را به پای بدخواهی جمهوری اسلامی گذاشت شاید نیتش خوب بوده و فکر میکرده بهشت در مقابل این فشارها بهای کمی نیست.

ولی سوال اینکه در این سیاست بهشت به شرط زور، امتحان خدا کجا قرار داشت؟ و اراده آزاد بشری چه میکرد؟ خدای که بشر را به زمین فرستاده تا کارهای شایسته انجام دهد تا بتواند با کارهای نیک وشایسته خود بهشت را از خدا بخرد.

اما گذر زمان مشخص کرد که سیاست بهشت به شرط زور نتیجه مطلوبی نداشته و بلکه آلتی شده در دست شیطان تا بتواند فشارهای حاکم را بهانه ای برای گمراه کردن انسانها قرار دهد اوضاع شیطان پرستی در ایران حتی در خود تهران و درکنار جماران دلیل محکمی بر این ادعاست.

 بسیاری از طرفداران شیطان در جامعه ی ایرانی را جوانانی تشکیل میدهند که زمانی از حاکمان میخواستند تابه آنها اجازه بدهند جوانی کنند ولی وجود سیاست بهشت به شرط زور که اراده شخصی و گروهی ما را از ما سلب کرده بود این اجازه را به آنان نداد و شیطان همه آنان را جذب کرد و در رفتارهای زیر زمینی ( اعتیاد، سکس غیر قانونی وغیر شرعی ، رفتارهای غیر انسانی و غیره ... ) اسیر خود ساخت.

 

اما سیاست بهشت به شرط زور بر ما فقط از طرف جمهوری اسلامی تحمیل نمیشود بلکه هرکس برای ما دایه دلسوزتر از مادر میشود همین شرط را میگذارد گویا که ما همانند عروسکان فاقد هرگونه اراده ای هستیم و بایستی اسباب خرسندی آنان را محیا سازیم .مدتیست جهان غرب به سرکردگی آمریکا هم با همین مدل ما را تحت فشار گذاشته است.آمریکا که متفاوت از جمهوری اسلامی شعارهایش عرفانی نیست و بیشتر به دنبال سعادت دنیای است تا اخرتی میگوید > ما انسانها را نجات خواهیم داد آنهای که زمانی متحد ما بودند و سپس بر علیه ما شدند ( مقصود ایران است) ما بخاطر خوبی خودشان به آنها اجازه نخواهیم داد تا به خودشان آسیب برساند .

بدبختی اینجاست که هرکس دلسوز ما میشود و ادعا میکند خوبی ما را میخواهد ما را تحریم میکند چه جمهوری اسلامی که ما را از داشتن یک جامعه شاد وغیره تحریم کرد چه آمریکا که تلاش میکند تحریم های پیچیده ای را بکار ببندد که ما را با شکنجه سختی و کرسنگی عذاب داده و جانمان را بستاند ولی ادعا میکند با این روش مردم برای آزادی خود بحرکت در میایند این سیاست هم دست کمی از سیاست بهشت به شرط زور جمهوری اسلامی ندارد.

بعضی از مخالفان و خوارج جمهوری اسلامی که این روزها از تحریم نفت ایران و بانک مرکزی ایران خرسند هستند در توجیه این خرسندی خود اشاره میکنند که تحریم ها باعث میشود تا مردم علیه جمهوری اسلامی بلند شوند .

معنی این حرف این است که مردم از جمهوری اسلامی راضی هستند و تحریمها آنها را ناراضی میکند و منجر به آشوب میشود و مخالفان به آرزوی خود میرسند سیاست این مخالفان هم دست کمی از سیاست بهشت به شرط زور جمهوری اسلامی و امریکا ندارد.چرا که اگر مردم راضی هستند پس چرا در مقابل اراده مردم تسلیم نمیشوند؟ و دست به دامن بیگانگان میشوند تا با تحریم اسباب نارضایتی را در جامعه بوجود آورند؟

فریاد در بدبختی و گرسنگی میتواند نثار هر حکومتی شود همانطوریکه مدتیست آمریکا و غرب هم با این فریاد ها مواجه کشته اند  لذا مخالفان و خوارج جمهوری اسلامی بایستی توجه داشته باشند این فریاد ،فریاد آزادیخواهی نیست بلکه همانند فریاد بلند کودکی است که از شدت کرسنگی کریه میکند و از مادر خود شیر میخواهد یا غذا.

 

مسئله این است که این ادعای مخالفان و خوارج جمهوری اسلامی دروغی بیش نیست آنان میدانند که تحریم حرکت دهنده مردم نیست ما این موضوع را در عراق تجربه کردیم مردم عراق هم تحریم شده بودند و نفت میدادند و غذا میگرفتند ولی هرگز علیه صدام بلند نشدند. لذا یک نتیجه بیشتر باقی نمیماند این مخالفان و خوارج جمهوری اسلامی که از تحریم مخصوصا تحریم نفت ایران حمایت میکنند آب در آسیاب دشمن میریزند تا مردم سختی های ناشی از تحریم را متحمل شوند ولی جمهوری اسلامی قوی تر نشود

واقعییت این استکه قصد آمریکا و متحدانش از تحریم نفت ایران این است که جمهوری اسلامی درآمدی برای بیشتر مجهز کردن خود نداشته باشد بر هیچکس پوشیده نیست که همه این موشکهای قادر و محراب و غیره به پشتوانه پول نفت ایران از توپخانه های ارتش پرتاپ میشود.