احتمال
جنگ نظامی از
بین رفته است خوشحالی
بعضی ها زیاد
دوام نیاورد
منصور
یادگاری
نمیدانم
به قول بعضی
ها شوربختانه
ویا بقول معرف
متاسفانه و
شاید هم
خوشبختانه
منهم با آیت
الله خامنه ای
موافق هستم
ترور دانشمند
ایرانی
اقدامی بزدلانه
بود و پیام
آور این بود
که هارت و
پورت آمریکا و
اسرائیل در
خصوص حمله
نظامی به وطنم
بلوف بوده و
در حال حاضر
خاتمه یافته و
یا مدت آن تا
چند وقتی به عقب
افتاده است.
و این
فرصتی را در
اختیار
میگذارد که
خرسندی بعضی
ها از حمله
آمریکا را
مورد بررسی
قرار دهیم
سیلی غیر
قانونی آقای
افسر و یا
درجه دار
ادراه آگاهی و
کلانتری،گیردادنهای
بی مورد پلیس
از نوع 110 وخشم
شب برادران
بسیجی و
پاسدار ، حضور
بی هنگام و
تمام وقت
برادران نامحسوس
و سربازان
امام زمانی ،الافی
در صف
نان،بانک
،ادارات و
بیکاری ، بی
پولی و نبود شادابی
در جامعه همه
دلیل بر علت
شد تا، تا
تعدادی از
هموطنان فارغ
از علوم سیاست
بمانند من از
احتمال حمله
نظامی شاداب
گشته و با دم نداشته
ی خود گردو
بشکنند.
تصور
میکنید فقط
آنهای خرسند
بودند که
سلطنت و پست
بلند مرتبه
خود را در
ایران از دست
داده بودند ؟ نخیر
این تصور غلط
بود افرادی
بودند که فقط
بخاطر اینکه
روسری در سر
نکنند و یا به
راحتی شراب سر
بکشند حاضر
بودند نامه
امضاء کنند
(که امضاء هم
کردند) و از
امپریالیسم
تقاضا کنند
آنهم عاجزانه
که به ایران
حمله کنند و آنها
و دیگر
مبارزان راه
بی حجابی و بی
میخارگی را از
شر دلسوزیهای
سرکوب گرانه
آخوندها برهانند.
آنان از
آخوندها
میخواهند تا در
حق آنها
دلسوزی نکنند
و اجازه بدهند
که آنها با
کله در جهنم
وارد شوند
.حتما شنیده
اید که
میگویند :با
آدم عاقل جهنم
رفتن بهتر از
این استکه آدم
با یک بی شعور
ببخشید بی عقل
به بهشت
برود.به قول
آقا سیروس
املشی صاحب
خانه سه در چهار
در شهرستان
فرهنگ و ادب سیما
نمیدانم این ضرب
از نوع مثل
بالا چه ربطی
به موضوع داشت
،به مغزم خطور
کرد و من هم
نوشتم شاید
بعضی ها بخوانند
و بگویند
منصورخان بی
خان عجب
حرفهای قلمبه
و سلمبه ای از
خود میزاید.
اعلام وضع
عادی و یا
وضعیت سفید که
معنی و مفهوم
آن اینست که
حمله خاتمه
یافته و یا
احتمال آن از
بین رفته است
ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
ما با این
علایم 8 سال
زندگی کردیم و
این علایم را
بهتر از هرکس
دگری
میشناسیم
جنگی که بر ما
تحمیل شد خارج
از اینکه دار
و ندار ما را
از بین برد ( از
جوانان دست گلی
که نمونه آنها
شاید در بهشت
هم پیدا نمیشود
تا اموال
عمومی و خصوصی
) بلکه انقلاب
ما را به شکست
کشید روزی که
همه ایرانیها
از چپ تا راست
از با خدا تا
بیخدا از مرد
تا زن بعد از
پیروزی
انقلاب بیل و
کلنگ بدست
گرفته و با
هدف آبادسازی
کشور بدون هیچ
غروری حمبالی
کرده و رفته
گری نمودند خیابانها
را جارو کردند
و دیگر از
تمرد دست برداشتند
و تابع قانون
شدند و با هم
به نحوی حرف
میزدند که
شایسته انسان
است وحشت در
دل خیلی ها
افتاد ما را
مشغول جنگ کردند
و جنگ رفته
رفته ما را
عصبی کرد و از
حقوق بشر و دمکراسی
دور کرد .
27 یا 28 سال
تلاش کردند
البته مقامات
جمهوری اسلامی
که ما را با
اشک ریختن بر
حسین بن علی
از افسردگی و
پژمردگی دور
کنند ولی
افراط در اشک
ریختن نتیجه
معکوس داد و
ما به بدترین
افسردگی
(افسردگی بی
دینی و بی
ایمانی) مبتلا
شدیم کم کم
لحن حرف زدنها
در اثر
افسردگی عواخواهری
شد و شد آنچه
نباید میشد.
جنگ تمام
شد همه خواسته
های انقلاب به
فراموشی رفت و
خاموشی برق شد
بلای جانسوز
البته اگر
اعتیاد نبود.
و ما جای
اینکه در
دمکراسی و
حقوق بشر
پیشرفت کنیم
در مصرف مواد
مخدر پله های
ترقی را طی نمودیم
و امروزه با
شیشه وغیره
حال میکنیم و
تیشه بر ریشه
خود میزنیم .
وقتی از
ما سوال میشود
برادرت کجاست
در کمال بی
حقوق بشری
بدون
کوچکترین
ناراحتی
میگویم کراکی
شد افتاد در
پس انباری و این
بود که دیگر
در ایران بنی
آدم اعضای
یکدیگر نبود و
در آفرینش زیک
کوهر نبود .
در حالحاضر
در کشور ما
انسانها
بایستی از
اعضای یک سازمان
یا گروه باشند
تا بتوانند
بربایند
کوهری وگرنه
داخل هیچ بازی
نمیشوند و این
بلا ،هم دولت از
نوع رژیم و هممخالف
از نوع غیر
رژیم را
فراگرفته است.
ایکاش یک
خری پیدا میشد
که پالان کش
کسی یا گروهی
و دولتی نبود و
با عرعرهای
خود از پس رفت
جامعه خبر
میداد و خطر
مضاعف آن از
خطر آمریکا و
اسرائیل را
گوشزد میکرد.