گفتگوی خواندنی با یک استاد علوم سیاسی در سوئیس < مارکوپلو رفت و ایران را پیدا کرد!جهان سومیها اول اسلام میخواهند و بعد از آن فرار میکنند>

 

روز گذشته گفتگوی داشتم با یک استاد علوم سیاسی در سوئیس که نکته نظرات جالبی را مطرح میکرد این استاد دانشگاه به شرط اینکه نامش را محفوظ بدارم ساعتی از وقت خود را در اختیارم قرار داد سخنان این استاد علوم سیاسی که در جوی دوستانه و غیر مطبوعاتی مطرح شده است میتواند به ما کمک کند تا بتوانیم نظر واقعی غربی ها را در مورد خود یعنی کشورهای جهان سوم دریابیم.

 

این استاد علوم سیاسی در رابطه با احتمال جنگ علیه ایران میگوید : خاطرتان جمع وراحت باشد اوباما کسی نیست که با ایران وارد جنگ شود.

 

وی در باره دخالت غرب در امورات داخلی ایران هم اینگونه میگوید: غربیها از این نگران هستند که ایران با غنی سازی اورانیوم بسمت تولید بمب اتم برود به همین خاطر غربیها تلاش میکنند تا در مرحله اول اجازه ندهند که آنها به خودشان آسیب برسانند چرا که کوچکترین ایراد در تاسیسات هسته ای میتواند خسارات سنگینی را بدنبال داشته باشد و در ادامه جلوگیری کنند تا امنیت جهانی را بخطر ندازند.

 

به وی میگویم :منظورتان ازبه خطر انداختن امنیت جهانی این است که ایران هم مثل آمریکا که ژاپن را بمباران اتمی کرد علیه اسرائیل یا غرب از بمب اتم استفاده کند؟

 

این استاد دانشگاه در پاسخ میگوید: بعید میدانم ایران علیه اسرائیل از بمب اتمی استفاده کند چرا که امکانات اسرائیل در این خصوص زیاد است در ثانی اگر تصور کنیم ایران بتواند بمب اتم را هم بسازد سالها فرصت میخواهد تا بتواند با اسرائیل در خصوص تعداد بمب های موجود برابری کند از آن گذشته در اینصورت تازه ایران توانسته در خصوص توان نظامیش با اسرائیل توازون برقرار کند.

 

از وی میپرسم اگر اینگونه است پس این همه بحران سازی در رابطه با ایران برای چیست؟

پاسخ میدهد: نگرانی غرب از این است که ایران بتواند به بمب اتم برسد و فرمول آن را در اختیار دیگر کشورهای اسلامی منطقه قرار دهد در آن موقع و در صورت یک تهاجم فراگیر از اطراف به اسرائیل میتواند این کشور را نابود سازد به همین خاطر بایستی به اقدامات بازدارنده دست زد مثل بکارگیری تحریم ها

 

به وی میگویم : البته یک راه دیگری هم وجود دارد که خیلی راحتر است و احتیاجی نیست تا غربیها انسانهای ایرانی را با تحریم زجر کش کنند آنهم این استکه اسرائیل بمب های اتمی خود را به آمریکا بفرست و یا معدوم کند.

 

این استاد دانشگاه پاسخ میدهد:مسئله این است که آیا ایران در اینصورت نیروگاههای هسته ای خود را تعطیل میکند؟ به نطر من بعید است ایران چنین اقدامی بکند.

 

میگویم: در این صورت احتیاجی نیست ایران نیروگاههای هسته ای خود را تعطیل کند اگر آژانس بین المللی اتمی حسن نیت خود را ثابت کند و از غرب پیروی نکند ایران میتواند امکان بازرسی های سرزده کارشناسان آژانس را فراهم سازد و اعتماد غربیها و جهان را جلب نماید چرا که انرژی هسته ای که فقط بمب اتمی نیست.

 

در ادامه به وی میگویم : در اظهارات پیشین خود گفتید که غرب اجازه نمیدهد تا آنها بخودشان آسیب برسانند به نظر من انرژی هسته ای هم همانند بخاری است که مادران به کودکانشان میگویند دست نزنی ها جیزه.، وگرنه در ژاپن حادثه هسته ای را که بدنبال زلزله بوجود آمد مشاهده کردیم دیدم جهان با نخریدن ماهی از ژاپن توانستند با بحران احتمالی آلودگی رادیاکتیو مبارزه کنند.

 

این استاد علوم سیاسی دراینباره میگوید:شما خود متوجه شدید که بعد از این حادثه در کشورهای اروپایی هم حرکتهای مردمی صورت گرفت که از دولتها میخواستند تا مراکز هسته ای را تعطیل کنند.

میگویم آیا موفق شدن در مهد دمکراسی دولتمردان خود را به تعطیلی مراکز هسته ای قانه کنند؟

پاسخ میدهد:فعلا که نه ولی مبارزه همچنان ادامه دارد.

 

میگویم : مشکل بین ما و غرب تنها به انرژی هسته ای مربوط نمیشود بلکه غرب در تمام امورات ما دخالت میکند زمانی هم کشور ما توسط انگلیس و پرتغال که نماینده غرب بودند اشغال شده بود و انگلیس با پسترین روش کشورهای منطقه را مستعمره خود میکرد به این شکل که از انسانهای کشورهای تحت اشغال برای اشغال دیگر کشورها استفاده میکرد مثل استفاده از هندیها در اشغال ایران.

 

این استاد دانشگاهها با توسل به تاکتیک قدیمی غربیها تلاش میکند مسیر سوال را عوض کند پاسخ میدهد:مارکوپلو رفت و ایران را پیدا کرد.

میگویم مگر ایران گم شده بود که مارکوپلو آن را پیدا کند ایران سابقه تمدنش از کل اروپا بیشتر است به نظر من تنها برگ برنده غرب در این بود که ابتکار عمل داشته و دارد و گرنه اگر ایرانیها ابتکار عمل نشان میدادند این موضوع میتوانست امروز برعکس و متفاوت باشد و  بجای ادعای غرب در خصوص پیدا کردن ایران ، این ایران بود که میگفت غرب را من پیدا کردم .

 

این استاد دانشگاه میگوید: در حال حاضر به کشور های منطقه نگاه کنید همه آنها بر علیه دیکتاتور ها برخواسته اند به همین خاطر غرب باید از این ملت های مظلوم در مقابل حکومت های دیکتاتورشان حمایت کند ولی مسئله این است که آنها امادگی پذیرش دمکراسی غربی را دارند؟

 

در پاسخ وی میگویم: انقلاب در کشورهای منطقه به این معنی نیست آنها غرب را میخواهند مردم اکثر این کشورها بدنبال اسلام هستند نتیجه انتخابات در مصر این را نشان میدهد ولی غرب اسرار دارد تا فرهنگ خود را با نام دمکراسی در منطقه غالب کند.

 

این استاد علوم سیاسی میگوید:بله ،آنها امروز اسلام را میخواهند و فردا از اسلام میگریزند همین ایران خود شما نمونه بارز ان است اول اسلام را خواستند و بدنبال سختگیری حکومت از اسلام متواری شدند به همین خاطر غرب تلاش میکند تا مردم در این کشورها به خود آسیب نرسانند و با نهادینه شدن دمکراسی غربی به آرامش برسند.

 

میگویم : به نظر من در سوئیس هم دمکراسی وجود ندارد. الان در سوئیس خارجیهای که هستند میتوانند در امورات این کشور دخالت کنند؟

.

وی پاسخ میدهد: نه در سوئیس دمکراسی وجود دارد مالیاتی که از شما دریافت میشود در همان منطقه شما مصرف میشود ،هرکار عمرانی بخواهد صورت بگیرد از مردم سوال میشود حتی یک خیابان هم بدون اطلاع و موافقت مردم یکطرفه نمیشود یعنی اینکه مردم برای خود تصمیم میگیرند که این نوع دمکراسی مخصوص سوئیس است و هیچ جای اروپا وجود ندارد و اما در خصوص سوال شما هم بایستی عرض کنم: در قسمتهای فرانسوی و ایتالیایی این امکان وجود دارد ولی در قسمتهای آلمانی زبان نه ،چون آنها نمیخواهند دیگران در سرنوشت آنها دخالت کنند.

 

در جواب وی میگویم :من قصدی گفتم در سوئیس دمکراسی وجود ندارد این بی انصافی است سوئیس برای مردم خود دمکراسی دارد ولی خارجیها از آن محروم هستند من قصدی این جمله را گفتم تا ثابت کنم که همه مردم  دنیا دوست دارند خود چیزهای را تجربه کنند و دوست ندارند بیگانگان برای انها تصمیم بگیرند که مردم خاورمیانه و ایران هم اینگونه هستند لذا غرب نمیتواند دخالت در سرنوشت را حق مردم خود بداند و این حق را از دیگران بگیرد.

 

منصور یادگاری

11 بهمن 1390