Iran 1358
منصور
یادگاری
شک نکنید
که غربیها
بسیار ادمهای
با هوشی هستند
ایرانیهای که
در اروپا و
آمریکا زندگی
میکنند شاید
هزاران بار از
خود پرسیده
باشند این غرب
با این آدمهای
خنگ چگونه
توانسته اند
آقای دنیا
باشند ؟ چرا که
انها هوش و
زکاوت خود
هرگز بروز
نمیدهند چرا
که اگر اینکار
را بکنند
مجبور هستند
در مواجه با
شما آنها گویای
اطلاعات
باشند ولی خود
را به خنگی
میزنند تا
بتوانند از
شما اطلاعات
بگیرند.دقیقا
متفاوت از ما.
ما عادت داریم
هرآنچه در
چنته داریم را
در همان دیدار
اول رو دایره
بریزیم و
مغرورانه به
اطرافیانمان
نشان دهیم که
چه انسان
آگاهی هستیم و
سرشار از
اطلاعات و
دانستنی ها .
ما انسانهای
احساساتی
هستیم که غربی
ها از این خصوصیت
بدور هستند
لذا آنها خوب بلد
هستند که ما را
چگونه عصبانی
کنند این به
این معنی نیست
که آنها
عصبانی
نمیشوند چرا
میشوند ولی
خوب بلد هستند
آن را کنترل
کنند و منتظر
فرصت مناسبی
باشند.اما ما
نه ،موقعی که
عصبانی شدم
دوست داریم
همان موقع کله
طرف را از بیخ
بکنیم.به همین
دلیل هم هست
که همواره ما
را در مقابل پروژه
های تحریک
کننده قرار
میدهند.
و همواره
هم ازاین
سناریوها
نتیجه گرفته
اند .
برگردید به
انتخابات
ریاست جمهوری
در سال 88 موسوی
مدعی تقلب در
انتخابات شد
ولی هیچ سندی
در این خصوص
ارایه نکرد به
فاصله چند
ساعت
خیابانهای
ایران شاهد زد
وخورد بین
پلیس و
طرفداران
موسوی گردید
یعنی اینکه طرفداران
آقای موسوی
اجازه ندادند
که مراجع رسیدگی
کننده به
ادعای تقلب ،به
موضوع رسیدگی
کنند و اگر
نتیجه قابل
قبول نبود به
خیابانها
بریزند و یا
خود آقای
موسوی وقتیکه
اعلام کرد در
انتخابات
تقلب شده از
طرفداران خود
نخواست تا
رسیدگی و
اعلام نتیجه از
سوی مراجع
زیصلاح خویشتندار
باشند.
و یا
اینکه جناح
مخالف موسوی
که قدرت سیاسی
و پلیس را در
اختیار داشت
نتوانست بر
اعصاب خود کنترل
داشته باشد و
تحمل کنند تا
طرفداران
موسوی با چند
راهپیمایی
فشار خود را
خالی کنند تا فضا
آرام شود که
عصبانیت
دوگروه منجر
به آن صحنه
های دلخراش
شد.
اما دور
از باور نیست
که دو گروه از
سوی گروه سومی
تحریک میشدند گروه
اول یعنی طرفداران
موسوی را
به این بهانه که
حقتان را
خوردند و یک
لیوان آب هم
روش تحریک
میکردند و
گروه دوم یعنی
حزب حاکم را
به این بهانه
که آنها قصد
دارند انقلاب
و اسلام را
ساقط کنند. که این
گروه سوم غرب
بوده است .البته
این گمانه زنی
تا زمانی صحت
دارد که خود
جمهوری
اسلامی طراح
این سناریو
نبوده باشد که
اگر طرح خود
جمهوری
اسلامی باشد
بایستی کلمه
غرب را حذف و
جمهوری
اسلامی را
جایگزین آن
کنیم ولی در
هر صورت تفاوت
چندانی وجود
ندارد چرا که
مردم در هر دو
جناح بازیچه
شده تحریک و
عصبی شده اند
و به همین
خاطر براهی
رفته اند که
به صلاحشان
نبوده است .
گلشیفته
فراهانی و
امثالهم که شاید
ناخواسته و
بدلیل رسیدن
به رویاها و
آرزوهای طول و
درازشان
بازیچه غرب
شده اند وسیله
ای هستند برای
محک زدن
دوباره مردم
.چند عکس که
گفته میشود
عریان بوده یا
نیمه عریان از
گل شیفته
فراهانی در
اینترنت منتشر
میشود و
دوباره جبهه
موافق و مخالف
شکل میگیرد که
هرکدام
نظراتشان را
وارد میکنند که
البته اگر
صحنه مبارزه
اینترنتی
نبود مطمئنا
تعدادی در این
اختلاف به درگ
واصل میشدند
وقتیکه ادمی
نتواند بر عصابش
کنترل داشته
باشد یا گوشه
قبرستان تشریف
میبرد یا گوشه
زندان. تعداد
بی شماری از
قاتلان که
بدون برنامه
ریزی قبلی
مرتکب قتل شده
اند فقط به
این خاطر بوده
که نتوانسته
اند بر اعصاب
خود تسلط
داشته باشند
همنوع خود را
کشته اند و
امروز در پشت
میله ای سیاه
زندان با خود
میگویند اگر
یک دقیقه عصابم
را خرد
نمیکردم و
تحمل داشتم
کارم به این مخوفه
نمیافتاد.
پدر گرامی
گلشیفته فراهانی
هنرمندی که بسیار
مورد علاقه ای
من است مخصوصا
از سریال کت
جادویی گفته
است که این
عکسها فتوشاپ
است ومتعلق به
گلشیفته نیست
اما مسئله این
است که موضوع
بحران ساز
مربوط به این
نیست که این
عکس متعلق به
گلشیفته است
یا نه ؟ و گرنه
گلشیفته نصف
تن خود را در
فیلم دره
اژدها به
نمایش گذاشته
است و یا
عکسهای از گلشیفته
منتشر شده است
که در حال
نواختن پیانو است.گویا
که در ایران
پیانو یافت
نمیشود.
اما براستی
این عکسها
حاوی چه نکات
مهم و پیامهای
اساسی برای ما
میباشند.خانم
گلشیفته
فراهانی موقعیکه
هنوز در
سینمای ایران
بود برای من سمبل
افسردگی بود و
در حال حاضر
هم که در
هالیود است
باز همان سمبل
است از عکسهای
منتشر شده از
خانم گلشیفته
مخصوصا عکسی
که در حال
پیانوزدن است
نشان میدهد که
انتهای زندگی
غربی هم همین
است و بعد از
گذشت چند
صباحی که بار
تبلیغاتی
برای غرب دارد،
تنها به حال
خود رها خواهد
شد البته
میتواند پول
فراوان بدست
آورد اما پول
چه میزان از
سعادت انسانی خارج
خوشبختی
دنیوی را در
اختیار انسان
قرار خواهد
داد ماشین ،خانه
وغذاهای
انچنانی
،لباس های
آنچنانی اگر اینها
خوشبختی بود
چرا غربیها از
افسردگی شدید
رنج مبردند؟
اما از
اینها بگذریم
بحث سیاست به
میان میاید
انهم اینکه
کشوری که خود
یک شهر
هنرپیشه دارد
چه نیازی به
گلشیفته داشت
که از وجود وی
استفاده کند
تقریبا
اکثریت مردم
آرش را میشناسند
آرش یک جوان
ایرانی بود که
بیکباره
خواننده
ایرانی شد آنهم
در سطح بین
الملل پیدایش
آرش هم موقعی
شد که بوش
ایران را
تهدید میکرد.
ولی از
همه مهمتر این
است که
ایرانیها
همواره تلاش
میکنند از
راههای خشونت
امیز همدیگر
را قانع کنند
و یا به
همدیگر جبهه
بگیرند تصور
کنید چند عکس
از یک خانم هنر
پیشه در
اینترنت
منتشر شده و
این خانم هنر
پیشه هم مدعی
شده که هدف وی
از این کار
مبارزه است لذا
مردم هم نظرات
خود را وارد
میکنند عده ای
مخالف هستند و
عده ای هم
موافق ولی جای
تاسف اینجاست
که خشونت در
اینجا هم حکم
فرماست
مخصوصا
موافقان که خود
را مترقی
میدانند با
اظهار نظرهای
خود گروه مخالف
را احمق تلقی
کرده و بعضی
مواقع آرزویی نابودی
انها را
میکنند که
بایستی گفت
شما که مثلا
دمکرات هستید
و خود را متمدن
میشمارید چرا
از جملاتی
استفاده
میکنید که
مخصوص
دیکتاتورهاست؟
اما خارج
ازاینها یک
هدف غربی هم
پشت این
سناریو وجود دارد
آنها
میخواهند
ببیند ایرانیهای
درون کشور تا
چه اندازه
آماده پذیرش
فرهنگ غربی یا
همان دمکراسی
غربی هستند؟
آنها
میخواهند
بدانند در حال
حاضر موقعیت
دین در ایران
به چه شکل
است؟
از سوی
دیگر در
سالهای گذشته
مغوله حجاب و
بی حجابی از
مشکلات عمده
جامعه ایرانی
بوده است که دولتمردان
جمهوری
اسلامی فقط طرف
حجابداری را
گرفته و بی
حجابی را
سرکوب کرده
اند آنهم نه
به روش فرهنگی
بلکه با
روشهای خشونت
آمیز .البته
گروه خواهان
بی حجابی
توانسته با
اصرار به
خواسته های
خود آزادیهای
بدست آورد
هرچند که حجاب
بر سرشان
سنگینی میکند
ولی راههای را
در پیش گرفته
اند که آنها
را از خانمهای
با حجاب
متمایز میکند.
اما مسئله
این است که
مشکل حجاب، که
برمیگردد به
سلب آزادیهای
فردی، یک مشکل
مقطعی است که
دولتمردان
جمهوری اسلامی
آن را پشت گوش
بیاندازند تا
با گذر زمان
حل شود؟ یا
اینکه بایستی
دست به ابتکار
عمل زده چاره
اندیشی کنند
تا رضایت هردو
گروه جلب شود
.بطور مثال
جمهوری
اسلامی سیاست
تفکیک زن و
مرد را در خیلی
جاها از جمله
اتوبوسها،پارکها
بکار بسته است
و یا شهرها را
به سه قسمت
فقیر،متوسط و
ثروتمند
تقسیم کرده
است چرا این
مغوله حجاب را
به این روش حل
وفصل نمیکند .
اصولا چرا
صدا وسیمای
جمهوری
اسلامی برنامه
های مناظره از
هردو گروه
ترتیب نمیدهد
تا مردم حرف
هر دو گروه را
بشنوند و
راهشان را
انتخاب کنند؟
نا گفته نماند
پشت گوش
انداختن
جمهوری
اسلامی
میتواند همانند
بسیاری از
موارد اینبار
هم ضربه های
هولناک وارد
کشور کند آیا
از برنامه
متنوع نداشتن
تلویزیون درس
عبرت نگرفتند؟اگر
انها جای خالی
برای غرب
نمیگذاشتند
امروز
کانالهای مثل
فارسی 1 حتی
خانواده روستایی
را هم تهدید
نمیکرد.