دمکراسی و حقوق بشر از پائین به بالا یا از بالا به پائین

منصور یادگاری

 

شکایت امروزه اصلاح طلبان (بخش سبز) از عدم وجود دمکراسی و حقوق بشر در جمهوری اسلامی بیانگر این حقیقت تلخ است که جامعه ما با این دو امر مهم انسانی ناشناخته است و عناصر سود جو جامعه را بسمتی میبرند که خود میخواهند حتی این شبکه های سود جو مبارزات دمکراسی و حقوق بشری را هم گمراه میسازند و به بیراه میبرند.

با در نظر گرفتن این حقیقت که مقامات رده اول کشور مثل شاه،رهبر و رئیس جمهور با پشتیبانی اطرافیان و افراد زیر مجموعه قدرتشان مبدل به دیکتاتور میشوند این نوشته را آغاز میکنم .

شبکه های سود جو که خود مهمترین حلقه های حمایتی از دیکتاتورها را تشکیل میدهند تلاش میکنند مبارزات حقوق بشری و دمکراسی خواهی همواره یک شخص واحد مثل شاه،رهبر ویا رئیس جمهور را هدف قرار دهند و اینگونه به جامعه تلقین میکنند که با رفتن فرد مذکور و برچیده شدن قدرت سیاسی او کشور به دمکراسی میرسد و حقوق بشر در آن رعایت میشود.همان قصه ای که در زمان شاه نوشته شد و حاصلش اوضاع امروز ماست و دیدیم که اینگونه نیست چونکه همه بر اساس همان تلقین که در بالا ذکر شد تصور میکنند که دمکراسی و حقوق بشر مواردی هستند که بایستی حکومت های سیاسی به مردم هدیه کنند در حالیکه اینگونه نیست و دمکراسی و حقوق بشر در جامعه با تکیه به تمام پتانسیل ها و تعهد تک ،تک افراد جامعه حاکم میشود و حکومتهای که از طرف مردم و با رای مردم به قدرت میرسند به این دلیل به آن سمت منصوب میشوند که از دمکراسی و حقوق بشر محافظت کنند. 

گروهها و افراد سودجو به این دلیل نوک حملات انتقادی دمکراسی خواهی و حقوق بشری را متوجه فرد خاص و یا دستگاهی خواص میکنند که ذهن افکار عمومی را از افراد دیگر و دستگاههای دیگر گمراه کنند و روزنامه ها که به مثال زبان گویای جامعه هستند را سرگرم مسائلی کنند که هیچ کمکی به بهبود اوضاع نمیکند.بازداشت،شکنجه و حبس های طولانی و در بعضی مواقع مجازات اعدام از یک سو و وسوسه های شیطانی گروه ها و افراد سودجو که حاکمیت دمکراسی منافع آنان را بخطر میاندازد از سوی دیگر روزنامه نگاران را وادار میکند یا سکوت کنند و یا تسلیم وسوسه های شیطانی شوند.جامعه ای که خبرنگارانش و روزنامه نگارانش اجازه انتقاد از عملکرد دستگاهها را نداشته باشند و نتوانند دستگاهها را وادار به پاسخگویی کنند چه کمکی میتوانند به جامعه کنند.

بطور مثال روزنامه های ورزشی مخصوصا این روزها نسبت به روزنامه های غیر ورزشی بسیار فعال هستند حتی بخش خبرهای ورزشی شبکه خبر هم نسبت به دیگر بخشها از رنگ و آب بهتری برخوردار هست.چونکه  پرداختن روزنامه ها و کانالهای تلویزیونی به ورزش که بیشتر شامل فوتبال است اولا منافع سودجویان را بخطر نمی اندازد بلکه راه را برای آنها هموار میکند و تانیا برای روزنامه نگار مشکل درست نمیکند.

گروههای سودجو که مهره های نفوذی با قدرتی در دستگاههای دولتی ایران دارند مدتیست که تب ورزش مخصوصا فوتبال را در بین مردم و جوانان به طرز دیوانه کننده ای افزایش داده اند بطوریکه یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در انتقاد به وزارت جوانان و ورزش گفته است این وزارت خانه فقط در خصوص ورزش فعالیت میکند و دیگر وظایف خود در قبال جوانان را فراموش کرده است.

در تاریخ فوتبال ایران مخصوصا در دوران بعد انقلاب دست کم دهها نفر بدلیل شکست تیمشان سکته کرده و جان خویش را از دست داده اند ولی براستی چند نفر بدلیل نقض حقوق بشر و نبود دمکراسی در جامعه سکته کرده اند؟ بجرات میتوان گفت هیچ...

گروههای سودجو که بازار و سرمایه را در ایران به اختیار دارند جوانان را از روی بیکاری به سمت تماشاگری فوتبال و روزنامه نگاران و خبرنگاران را به سمت خبر نویسی فوتبال منحرف کرده اند تا با آسودگی خاطر جیبهای خود را پر کنند.

اختلاس کنندگان اموال عمومی که جزء مهمترین دسته از ناقضین حقوق بشر و دمکراسی هستند همواره طرحهای شیطانی خود را در دورانی بکار میبندند که جامعه با مشکلاتی مهم مواجه است مثل جنگ و درگیریهای داخلی .

هردو اختلاس مهم که در تاریخ کشور بی نظیر و فلج کننده بودند در دورانی صورت گرفتند که جامعه سرگرم درگیری داخلی به واسطه ادعای اصلاح طلبی و تقلب در انتخابات بودند.و روزنامه ها تمامی انرژی خود را یا صرف حمایت از موسوی در راس اصلاح طلبان میکردند یا از احمدی نژاد در راس محافظه کاران دفاع مینمودند و گروه سودجو از این موقعییت به نفع خود استفاده میکردند و در نهایت هم توانستند کلی پول بی زبان مردم را بالا بکشند و برای کشور مشکلاتی را بوجود آورند که این مشکلات میتواند حتی آن یک زره حقوق بشر  و دمکراسی موجود را هم از بین ببرد.

شکایت اصلاح طلبان از نبود دمکراسی و حقوق بشر ضمن اینکه عمق فاجعه را نشان میدهد بمانند تفی است که سربالا انداخته باشند .

 براستی سر وکله اصلاح طلبان از کجا پیدا شد تصور میکنید که گروهی خارج از دستگاههای جمهوری اسلامی جناح اصلاح طلب را تشکیل دادند؟ خیر اینگونه نیست اصلاح طلبان افرادی بودند که خود جمهوری اسلامی به آنها اجازه داد تا تنه نظامشان را دو نیمه کنند چرا که مصلحت را آن روز آنگونه میدیدند و تلاش میکردند با چپ و راست کردن نیروهای جمهوری اسلامی فضای خالی نبود دیگر نیروهای سیاسی را پر کنند. بطور مثال سازمان تبلیغات اسلامی رئیسش شد راستی و معاونش شد چپی  ،پیدایش اصلاح طلبان به همین راحتی بود .

اما موضوع این نیست که اصلاح طلبان چگونه پیدا شدند موضوع این است که این آقایان که خود در ساختار تشکیلاتی جمهوری اسلامی نقش داشته اند چرا از نبود دمکراسی و حقوق بشر فریاد وامصیبعتا سر میدهند. آیا غیر از این است که خود کرده را تدبیر نیست؟این آقایان و خانمهای اصلاح طلب که ضمامدار بسیاری از دستگاههای ریز ودرشت جمهوری اسلامی بوده و هستند چرا برای حاکمیت دمکراسی و حقوق بشر کاری انجام ندادند و نمیدهند؟ 8 سال ریاست خاتمی بر جمهوری اسلامی را صرف این کردند که نام دیگری برای دمکراسی پیدا کنند که مردم سالاری دینی بود در حالیکه احتیاجی نبود مطمئنا دمکراسی که میخواست در ایران حاکم شود بایستی جنبه های مذهبی را رعایت میکرد و از نظر فرهنگی هم با فرهنگ مردم در تناقض نبود اما هدف همان نخود سیاه بود اگر همه چیز خوب پیش میرفت و قدرتمندان سیاسی در مقابل مردم سالاری دینی کوتاه میامدند نوبت میرسید به اختلافات بر سر نوع مردم سالاری فرهنگی یا بومی.حالا بگذریم از اینکه وقتی همین آقایون و خانمها در انتخابات 88 در مقابل دوستان راستی خود شکست خوردند مردم سالاری دینی را رها کردند و بدنبال مردم سالاری غربی رفتند و نشان دادند که به آنچه که اعتقاد نداشتند شعار میدادند .میدانید انرژی بالای مخالفان جمهوری اسلامی در آن سالها صرف مبارزه با شعار مردم سالاری دینی شد که واقع آنهم اشتباه بود چونکه توجهی به معنی دمکراسی نمیشود دمکراسی یعنی رعایت حقوق جمعی و فردی،یعنی هر آنچه که اکثریت بخواهد. بعضی ها تصور میکنند اگر دمکراسی غیر دینی باشد میشود مساجد را بست و اجازه نداد مردم به مسجد بروند و عبادت کنند این دیگر دمکراسی نیست و یا اینکه اگر دمکراسی دینی حاکم شود میشود جلو شرابخوار را گرفت و آزادی فردی او را سلب کرد . در حالیکه اینگونه نیست دمکراسی میتواند قوانینی را آماده کرده و در صورت موافقت مردم آن قوانین را اجراء کند بطور مثال خوردن شراب در دمکراسی غربی ممنوع نیست ولی اگر همین شراب پشت فرمان اتوموبیل مصرف شود ممنوع است و مجازات به همراه میاورد. به همین دلیل هم ، قرآن شهروندان یک جامعه اسلامی را سفارش به امر به معروف  و نهی از منکر میکند ولی هرگز نمیخواهد که در امر به معروف و نهی از منکر متوسل به زور شوند (امر به معرف و نهی از منکر بزبان خودمان یعنی راهنمایی برای کارهای شایسته و خوداری از کارهای بد) .چونکه آزادی عمل از انسان نباید سلب شود و گرنه امتحان الهی بی ثمر میشود.

در هر صورت جامعه ما یک جامعه مذهبی است و این موضوع ربطی به جمهوری اسلامی هم ندارد از قبل جمهوری اسلامی مذهبی بوده و الان هم هست.افراد جامعه ما اگر به اندازه نصف احادیثی که از امامان و پیامبر اسلام بلعد هستند از حقوق شهروندی خود هم بلعد بودند و یا به همان احادیث که در خصوص رعایت حقوق همدیگر است عمل میکردند شاید امروز این همه مشکل بر سر معنی و مفهوم کلمات نداشتیم. در حقیقت اضافه کردن هر گونه پسوندی به مردم سالاری از جمله دینی و غیر دینی یا شرقی و غربی خود ناقض مردم سالاری میباشد جمهوری اسلامی تلاش میکند برای حفظ ولایت فقیه پسوند دینی را به واژه مردم سالاری اضافه کند که در اینجا به این معنی میباشد که حرف ولایت فقیه به عنوان نگهبان دین از حرف مردم بالاتر است.

 حقیقت این است که من نمیتوانم برای شکافتن اظهاراتم و رساندن لپ کلامم دست به دامن حرفهای افرادی از جوامع غربی و غیره شوم که شرایط زندگی و فرهنگ و دینشان از ما متفاوت است لذا به سخنان امام علی پناه میبرم چونکه میدانم جامعه ما با سخنان امام علی بیشتر از هرکس دیگری انس دارد و لازم است یادآوری کنم پرداختن من به سخنان امام علی دلیلی برای باور مذهبی من و یا تبلیغ مذهب نیست چرا که دهها هزار روحانی به این امر مشغول هستند و در ثانی امام علی چنان شخصیت بزرگی دارد که نیازی به تعریف من ندارد هرچند که کتمان نمیکنم که به امام علی ارادت دارم و این ارداتم بی پایان است.

خیلی از آنهای که امروز تاریخ دروغین ورق میزنند و برای عبور از سد حکومت دینی تلاش میکنند از علی و امامان معصوم چهره ای زشت به تصویر بکشند در دورانی که جوان مارکسیستی بنام گلسرخی در لحظات قبل اعدامش در بیدادگاه شاه با افتخار میگوید << من از مولایم علی به دمکراسی رسیده ام >> مشغول به شکنجه گری در زندانهای ساواک بودند و یا خود را به زرق و برق کاخهایشان سرگرم کرده بودند.

افرادی مثل گلسرخی که در پای اعدام از عقیده خود برنمیگردند نشان میدهند که راه خود را با آگاهی انتخاب کرده اند وگرنه مبارزان زیادی بودند که در شکنجه گاه به ...خوردن افتادند و از راه خود برگشتند چونکه راهشان را با آگاهی انتخاب نکرده بودند و به همان دلیل هم عقیده شان شکستنی بود، بگذریم از این بحث تا از حقوق بشر و دمکراسی دور نشیم .

 

اما این یک حقیقت است که امام علی در نامه معروفش به مالک اشتر بدون تفکیک و طبقه بندی انسانها اولین درس خود در باره حقوق بشر را در اختیار انسانها قرار میدهد امام علی از مالک اشتر میخواهد که به حقوق مردم احترام بگذارد  و اضافه میکند چرا که آنها یا مسلمانند که برادر دینی تو هستند و یا انسانند که همنوع تو میباشند.

اهمیت وجود دمکراسی و حقوق بشر در اعمال و احکام امام علی بدرستی مشهود است و این نشان میدهد دین با دمکراسی مشکلی ندارد بلکه مشکل های موجود در مسیر دمکراسی و حقوق بشر از افرادی منشع میگیرد که دین را دست آویز خود کرده اند و این موضوع فقط به اسلام مربوط نمیشود و متولیان امور دینی مربوط به همه ادیان که توانسته اند در طول تاریخ قدرتی بدست آورند چوب لایه چرخ دمکراسی گذاشته اند. همانطوریکه در سطرهای بالا توضیح دادم دمکراسی و حقوق بشر نه غربی دارد و نه شرقی و نه دینی دارد و نه غیر دینی .

 

 

 

ارجعیت اراده یک فرد بر اراده یک جمع دیکتاتوری است که دشمن دمکراسی میباشد که این فرد میتواند روحانی ،شاه ،رئیس،پدر،برادر بزرگتر، مادر و ... باشد.

دشمنی با حقوق بشر و دمکراسی فقط مختص مقامات رده بالا نیست بلکه افراد جامعه در رده های خیلی پائین تر هم میتوانند ناقض حقوق بشر باشند به همین خاطر هم احتیاج است که برای حاکم شدن حقوق بشر و دمکراسی تک ،تک افراد جامعه متعهد شوند.

 

اصلاح طلبان و یا جمع کثری از آنها تحت عنوان جنبش سبز شناخته میشوند بعد از حوادث انتخابات 88 از بی عدالتی یعنی نبود دمکراسی و حقوق بشر ناله سر دادند این افراد کسانی بودند که پستهای ریز و درشت را در جمهوری اسلامی در اختیلر داشتند ولی با این وجود هرگز در خصوص حاکمیت دمکراسی و حقوق بشر اقدامی صورت ندادند و شورشهای خود را اینگونه توجیه میکنند که گویا میکوشیدند موسوی را رئیس جمهور کنند تا وی حقوق بشر و دمکراسی را در ایران حاکم کند. امام علی در این باره میگوید :منتظر نباشید تا شرایطی را بدست آورید که بتوانید کل مشکلات جامعه را حل کنید ،تا آن زمان به همان اندازه که میتوانید کار انجام دهید.

 

 

 

ادامه دارد.