خواسته ها و نخواسته های جامعه ایرانی با توسل به چند فرمول ریاضی

 

 

منصور یادگاری

 

اگر یک میلیون ایرانی دیندار در جنگ ایران و عراق جان خویش را از دست داده باشند به این معنی است که میانگین 5 تا 10 میلیون ایرانی فقط به خون خواهی عزیزان خود از جمهوری اسلامی حمایت میکنند.(باید در نظر داشت به اعتقاد آنها این خونها برای شکوفا شدن درخت اسلام قربانی شده اند)

اگر 3 میلیون جانباز یعنی مجروح جنگی از 1 درصد تا 80 در صد  و همچنین آزاده (اسیر دوران جنگ) در ایران وجود داشته باشد به این معنی است که 10 میلیون ایرانی بدلیل سهم خواهی از فداکاریهای خود از جمهوری اسلامی حمایت میکنند.

اگر یک میلیون سپاهی وبسیجی مزدبگیر در ایران وجود داشته باشد به این معنی است که 5 میلیون ایرانی هم بخاطر اینکه نانشان آجر نشود از جمهوری اسلامی حمایت میکنند.

 که البته بایستی اضافه شود که این سه گروه فقط بدلیل منافع فردی از جمهوری اسلامی حمایت نمیکنند بلکه بدلیل اعتقادات مذهبی هم میباشد.

یعنی اینکه میانگین بین 30 تا 35 میلیون ایرانی از جمهوری اسلامی بدلیل موارد ذکر شده حمایت میکنند و اجازه نخواهند داد که رژیم یا نظام جمهوری اسلامی از هم پاشیده شود.

اگر 50 میلیون شیعه در ایران وجود داشته باشد به این معنی میباشد که حداقل 40 میلیون از این شیعیان از جمهوری اسلامی حمایت افراطی میکنند که سه گروه ذکر شده در بالا در همین دسته قرار میگیرد.

اگر ایران 15 میلیون سنی داشته باشد به این معناست که 5 میلیون سنی از جمهوری اسلامی حمایت میکنند .

اگر ایران 5 میلیون اقلیت مذهبی داشته باشد به این معناست 200 هزار نفر مخالف با جمهوری اسلامی و 4 میلیون و 800 هزار نفر بی طرف در ایران وجود دارد.

میماند 10 میلیون نفر شیعه مخالف جمهوری اسلامی و 10 میلیون سنی مخالف جمهوری اسلامی که بدنبال برقرار حکومت سنی و قومی در مناطق خود هستند و بعضا از احزاب چپ ایرانی هم حمایت میکنند.

 10 میلیون شیعه مخالف تقسیم میشود به چند دسته، دسته اول افرادی هستند که اکثرا خانواده های مذهبی دارند ولی خود راه بی خدایی (لنینیستی و ...) را دنبال میکنند ودسته دوم هم شامل افرادی میشود که باز خانواده مذهبی دارند و خود نیز مذهبی هستند ولی بدنبال نظامی مبتنی بر مارکسیستی و مذهبی میباشند.دسته سوم ،دسته ای میباشد که سرمایه دار هستند و برای بدست آوردن و یا حفظ سرمایه خود از رژیم شاهنشاهی حمایت میکنند یعنی سلطنت طلب هستند.که این سه گروه جمعیتی بالغ بر 5 میلیون نفر از 10 میلیون مخالف را به خود اختصاص میدهند.نزدیک به دو میلیون مخالف هم جزء حزب باد هستند یعنی با جمهوری اسلامی مخالفند ولی در هیچ جریانی ماندگار نیستند و بر حسب زمان و موقعیت از گروههای مخالف حمایت میکنند و اما میماند 5 میلیون دیگر از مخالفان جمهوری اسلامی که این مخالفان از تنه جمهوری اسلامی بریده اند و همه آنان خود در حاکمیت جمهوری اسلامی نقش داشته اند .

این 5 میلیون در انتخابات ریاست جمهوری در سال 88 توانست 20 میلیون نفر را در اعتراضات اولیه علیه تقلب در انتخابات سازماندهی کند که بیشتر بخاطر حضور میرحسین موسوی دراین دسته بود چه بسا تعداد قابل توجهی از آنها جزء سه دسته از دوستداران جمهوری اسلامی یعنی خانواده قربانیان یا شهدا،جانبازان و آزادگان بودند ولی بعد از مشخص شدن دستهای پشت پرده و نیت براندازی ویا جدایی دین از سیاست این 20 میلیون تا سقف 5 میلیون ریزش پیدا کرد.

اما یک نیروی عظیم هم وجود دارد که نه مخالف هستند و نه مخالف این نیروی عظیم مربوط میشود به جوانان ، این جوانان هم عزاداری میکنند وهم به سبگ غربی زندگی میکنند تعدادی نبود آزادیهای فردی را بهانه مبارزه و یا حضور خود در برنامه های اعتراضی میدانند و گروهی هم از کم کاری جمهوری اسلامی ناراحت هستند و از بیکاری،بی پولی و ... در صف دیگر مخالفان قرار میگیرند.

به همین سبب هم تا اینجای کار توطئه های خارجی در ایران درهم شکسته و همچنین مبارزات سیاسی مخالفان جمهوری اسلامی بجای نرسیده است.

در سالهای گذشته خبرهای زیادی ازایران برروی خروجیهای سایتهای خبری مخصوصا متعلق به غربیها قرار گرفته است از جمله اینکه بیشتر شوهران تهرانی همسران خود را وادار به تن فروشی میکنند و یا پارتیهای آنچنانی در ایران برگزار میشود که هدف از اینخبرها درهمشکستن تعصبات مذهبی بود ولی همه اینها فقط خبر است ولی حقیقت را در سیزده بدر میشود با چشمان خود دید 99 درصد ایرانیهای که در سیزده بدر به طبیعت یعنی پارکها و غیره روی میاورند از چادر استفاده میکنند که همین نشان میدهد که

مردم عاشق فضای بسته هستند و اینطور بیشتر احساس امنیت میکنند که برمیگردد به همان اعتقادات مذهبی.

باور کنید خود آقای کروبی،آقای موسوی،اکبرگنجی،حجاریان و...که خواهان جدایی دین از سیاست ونظام سکولار هستند خود اسیر دین بوده و پنجره های خود را با سه لا پرده میپوشانند