افسردگی
جوانان برای
هیچ و پوچ
،تلقین اینکه
جوان ایرانی
سرگرمی ندارد.(1)
منصور
یادگاری
مدتهاست که
در جامعه شاهد
این هستیم که
گروههای تلاش
میکنند تا
جوانان ما را
به پوچی کشیده
و افسرده کنند
همانطور که
میدانیم از
قدیم پدران ما
گفته اند آواز
دهول از دور
خوش است .
بسیاری از
سناریو نویس
ها که تلاش
میکنند
جوانان ایران
را به پوچی و
افسردگی
بکشند
زندگیهای
تخیلی جوانان
غربی را
بزرگنمایی
میکنند و
جوانان
ایرانی را مجبور
میسازند تا
زندگی خود را
با آنان مطابقت
دهند و در
نهایت از
آنجائیکه
زندگی نامه جوان
غربی تخیلی تهیه
شده است جوان
ایرانی فاصله
را شکننده میبیند
و به افسردگی
مبتلا میشود .
اما
براستی
جوانان غربی
چه سرگرمی
دارند که جوانان
ایرانی از آن
بی بهره
هستند؟
سیستم پولداری
غربی برای
اینکه نیروی
کار خود را همواره
آماده داشته
باشد مدارس را
دو شیفته کرده
است یعنی
اینکه یک
جوانان غربی
در حال تحصیل مجبور
است از ساعت
هفت و نیم صبح
از خانه خارج و
به مدرسه برود
تا ظهر در
مدرسه است و
ظهر برای نهار
به خانه
برمیگردد که
بسیاری هم از
این نعمت
محرومند چرا
که یا پدر و
مادرشان از هم
جدا شده اند و
یا هر دو
سرکار هستند
یعنی از کانون
گرم خانواده
در ظهر خبری
نیست . یک ساعت
استراحت جوان
غربی است در
موقع ظهر که با
اتمام آن
مجبور است به
مدرسه برگردد
و بعد ازظهر
را هم در
مدرسه
بگذراند. این جوانان
سالی 2 روز
میتوانند از
مدرسه مرخصی
بگیرند البته
این مرخصی
ربطی به مرخصی
استعلاجی یعنی
بیماری ندارد.
در عوض
جوانان
ایرانی یک
شیفت به مدرسه
میروند و
الباقی روز را
بیهوده
میگذرانند و
همین امر هم
باعث میشود که
همواره بعد از
دوران تحصیل
برای رفتن
سرکار مشکل
داشته باشند
جوان ایرانی
ظهور به خانه
میرود در کنار
کانون گرم
خانواده و در
آغوش مادر
ایرانی که
همچنان دربین
مادران جهان
سمبل مهربانی
هست .
وهمچنین
جوان ایرانی
هر موقع اراده
کند به مدرسه
نمیرود و به
مرخصی یک روز
دو روز محدود
نمیشود.
اما جوانان
غربی که اتمام
تحصیل و یا
ترک تحصیل کرده
اند هم مجبور
هستند کار
کنند اگر کار پیدا
کردند که هیچ
اگر پیدا
نکردند مجبور
هستند در
انواع و اقسام
کلاسها که
آنان را در
شغل آموزی و
یا کاریابی آموزش
میدهد شرکت
کنند در این
مدت یک حقوق 80
درصدی از
ادارات
اجتماعی و یا از
صندوق بیمه
بیکاری
دریافت
میکنند. تمام دلخوشی
آنها به شب
جمعه و روز
شنبه است تا
به بار و یا
میخانه ای بروند
و با سرکشیدن
انواع شراب تنهایی
کشنده خود را
مقطی درمان
کنند و دوستی
از جنس مخالف
بگیرند که این
دوستیها هم پایدار
نیست.ودرنهایت
روز یکشنبه را
استراحت کنند
و دوشنبه
دوباره به
سرکار یا کلاس
برگردند.در
ایام هفته هم
بعد از اتمام
کار با یک
بسته چیپس و
دهها بطری
آبجو به خانه
میروند تا در
کنار
تلویزیون
ساعات پایانی
روز را
بگذرانند.البته
عده ای از
آنها بعد از
اتمام کار یا
درس به سراغ
ورزش میروند و
چند ساعتی را
هم در
باشکاههای
ورزشی
میگذرانند. اکثر
این جوانان
اینگونه بار
آمده اند که
خرج خود را درآورند
و وابسته به
خانواده
نباشند و 17 سالگی
مستقل زندگی
کنند.
اما جوان
30 ساله ایرانی
کمبود محبت را
علت گرفتاریش
در چنگال
اعتیاد
میداند
براستی چرا؟
اما جوان
ایرانی خارج
از یک تعداد
استثنا دائما
در حال نق زدن
است و امیدوار
است خانواده
برایش کاری
انجام دهد و
دائما به پدر
و مادر گلایه
میکند که شما وضع
مالیتان خوب
نبود چرا مرا
بدنیا آوردید
و آن گروه هم
که پدر و مادر
پولدار دارد
سوار بر رخش
در خیابانها
پرسه میزند تا
عقده کشایی
کند تا جنس
مخالفی را به
طور بزند و ...
دولت هم
که بایستی
کاری بکند
کاری نمیکند و
اوقات غیر متعارف
و طولانی مدت فراغت
،جوان ایرانی
را به سمت
تفریح های
کاذب میکشد و
اعتیاد میشود
بلای
خانمانسوز.
الحقیر روزی
که طرح پرداخت
نقدی یارانه
را مطرح کردم
امیدوار بودم
که دولت دست و
بالش برای
برچیدن
معضلات
جوانان باز شود
امیدوار بودم با
یارانه ای که به
افراد پرداخت
میکند معضل
بیکاری
جوانان را
برکند.که اینگونه
نشد در حالیکه
بسیار راحت
بود کافی بود
سقف یارانه
جوانان بیکار
را کمی افزایش
دهد و آنان را
به مراکز
صنعتی ،شغل
آموزی و
کلاسهای حرفه
و فن راهنمایی
کند تا در عین
اینکه حقوق
دریافت میکنند
شغلی هم
یادبگیرند تا
نان خود را از
زیر سنگ بیرون
بکشند و دل
گرم شوند
ازدواج کنند و
سازندگان
خانوادههای
گرم آینده
باشند نه
اینکه آئینه
دق خود و
خانواده شوند.
الباقی
هر آنچه در
غرب از لحاظ
تفریحی برای
جوانان وجود
دارد در ایران
حداقل 2 برابر
آن وجود دارد
آیا میدانستید
در کشور سوئیس
که گفته میشود
بهترین کشور
جهان است شهر
بازی ثابت
وجود ندارد در
حالیکه در
ایران هیچ
شهری فاقد
شهربازی آنهم
مجهز نیست.
ادامه
دارد.