| خبرگزاری زیر زمینی جوانان آزادیخواه |
|
کالبد
شکافی میر موسوی
(خواندن این
نوشته به همه
هموطنان و
انسانهای آزاده
ای که از موج
سبز رژیم
جمهوری
اسلامی حمایت
میکنند توصیه
میشود)
بخوانید قبل
از اینکه دیر
شود.
بدنبال
نوشته
ای که روز
گذشته از سوی
هئیت تحریر
ایجنا نیوز منتشر
شد میرموسوی
بعد از دو روز
سکوت در
مقابل نظر
نهایی شورای
نگهبان لب به
سخن باز کرد و
اطلاعیه ای
صادر نمود که
رادیو فردا
این اطلاعیه
موسوی را با
تیتری منتشر
کرد که سایت
سلام وابسته
به اصلاح
طلبان متشر
نموده بود
ولی بی بی سی
فارسی بنگاه
سخن پراکنی
انگلیس
تیتری آتشین
برای ان
برگزید و
نوشت: خطری عظیم
در پیش است.اطلاعیه
موسوی را اینجا
بخوانید. انتشار
این اطلاعیه
از دو جهت
قابل اهمیت
بود اول اینکه
نشان داد همه
ادعاهای مطرحه
شده که موسوی
و همسرش را در
زندان خانگی
محبوس کرده و
آنان را به
مبلهای اتاق
پذیرای دستبند
زده اند دروغی
بیش نبوده و
موسوی
همچنان کاغذ
و قلم برای
نوشتن در
اختیار دارد. و اما
دوم اینکه : موسوی
در این
اطلاعیه تصمیم
نهایی خود را
مبنی بر
ماندن در
کنار رژیم
جمهوری
اسلامی
عنوان کرد و
نوشت: بزودی
تشکلی با
نخبگان راه
اندازی خواهد
کرد تا
مبارزات
مدنی خود را
برای حفظ
اسلام و
جمهوریت
نظام ادامه
دهد و اضافه
کرد با این
تشکل پیگیر
راه اندازی
کانالهای
تلویزیونی
در داخل و
خارج از
ایران خواهد
بود و همچنین اجرایی
شدن همه
موارد قانون
اساسی رژیم را
دنبال خواهد
کرد که یک
وعده سر خرمن
بیش نیست و
رژیم جمهوری
اسلامی
اجازه
فعالیت به
تشکل را
نخواهد داد و
نتیجه ای هم
در بر نخواهد
داشت. رویکرد
اینگونه
موسوی حکایت
از شکست موج
سبز وی دارد وگرنه
مبارزه مدنی
برای آگاه
سازی مردم
بکارگرفته
میشود و بعد
از آگاه سازی
مردم خروش
خود را با
تجمعات و
اعتصابات
سراسری نشان
میدهد و این
در حالیست که
موسوی
تجمعات
میلیونی در
ایران
برگزار کرده
ولی
نتوانسته آن
را رهبری کند و
تجمعات وی با
دخالت خشونت
رژیم با شکست
مواجه گشته
است و حال
موسوی بر آن
است تا مجددا
راه رفته را برگشته
و از نوع طی
کند. در ثانی
موسوی در این
اطلاعیه ،یکبار
دیگر هدف مبارزات
خود را دفاع
از اسلام
راستین و
رژیم جمهوری
اسلامی
خوانده و
مدعی شده قانون
اساسی رژیم
جمهوری
اسلامی اگر تمام
وکمال بکار
گرفته شود
تمام خواسته
مردم برآورده
شود. موسوی
با این
اطلاعیه
یکبار دیگر
قانون اساسی
رژیم جمهوری
اسلامی را
مورد تائید
قرار داد و با
این اقدام
نشان داد او
همچنان رژیم
جمهوری
اسلامی را با
تمام
سرکوبگری
های 3 هفته
گذشته اصلاح
پذیر میداند. در عین
حال موج سبز
موسوی که از
جنبش اصلاح
طلبی نشعت
گرفته است از
ابعاد دیگری
هم قابل
بررسی میباشد
اول اینکه
هرگز نباید
فراموش کرد
که جنبش
اصلاح طلبی
در ایران
برآمده از
مردم نبوده
ونیست بلکه
تاکتیکی
بوده که رژیم
برای ماندگاری
خود سالها
پیش از این بکار
گرفت و عملا
نیروهای خود
را بدو جناح
اصلاح طلب و
اصلاح نا طلب
تقسیم کرد. سید محمد
خاتمی
بعنوان
اولین رئیس
جمهور اصلاح
طلب وارد
قدرت شد و هر
موقع مورد
انتقاد رای
دهندگان خود
قرار گرفت
ادعا کرد هر 9
دقیقه با 9
بحران روبرو
بوده که جناح
مخالف برای
او برنامه
ریزی کرده
است.خاتمی دو
دوره در قدرت
ریاست
جمهوری ماند
و هرگز در
اجرایی شدن
قانون اساسی
رژیم تلاش
نکرد قانون
اساسی که
موسوی مدعی است
بعد از این
مبارزه
خواهد کرد تا
آن اجرایی
شود.(اگر
خاتمی
توانسته بود
موسوی هم
میتوانست) بعد از
خاتمی ،
محمود احمدی
نژاد بر
صندلی ریاست
جمهوری تکیه
زد که همین
موضوع نشان
میدهد که اگر
موسوی هم رئیس
جمهور میشد
هیچ تضمینی
بر دمکرات
شدن رژیم جمهوری
اسلامی نبود
و بلاخره
دوران موسوی
هم به پایان
میرسد و
دوباره
افراد شبیه
به احمدی
نژاد وارد
عریکه قدرت
میشدند همانطوریکه
بعد از خاتمی
وارد شدند و
آش همان شد که
بود هرچند که
از خاتمی تغییری
در آش ندیدیم در ثانی
نگاه خود
موسوی به
مردم ایران
هم نگاهی
متفاوت از
کلیت رژیم
جمهوری
اسلامی نیست
چرا که او
مردم ایران
را خلاصه شده
در رژیم
جمهوری
اسلامی
میبند و هرگز در
خصوص خواسته
های میلیونها
مخالف رژیم
جمهوری
اسلامی در
داخل و خارج
از کشور سخنی
به زبان
نمیاورد در
حالیکه تنها
راه رهایی
ایران از
بحران داخلی ،که
در 30 سال گذشته بدلیل
فضای امنیتی
زیر زمینی
شده است
یافتن
راههای
مشترکی
میباشد که
بتواند خواسته
ی همه را
برآورده
سازد. در ثانی
اظهارات
موسوی نشان
میدهد که او
خواهان جدایی
دین از سیاست که
البته جمله
درست آن
جدایی ملاها
از قدرت میباشد
نیست و این در
حالیست که
چلوس ملاها
بر قدرت در
ایران هرگز
اجازه
نمیدهد
آزادی واقعی
در جامعه حاکم
شود و قوانین
همواره
بایستی از حد
شرعی خارج
نشود که این
موضوع همواره
همانند سدی
در مقابل
انسانهای
خواهد بود که
پیشرفت
جامعه را در
یک سیستم
لائیک جستجو
میکنند بطور
مثال مجلسی
که در حصار یک
رژیم مذهبی
میباشد هرگز
نمیتواند با
تبعیت از علوم
علمی و جامع
شناسی
ازدواج
دختران زیر 18
سال را ممنوع
کند چونکه
تصویب چنین
فانونی با
شرع اسلام که
سن بلوغ دختران
را 9 سال
میداند در
تضاد است. در نهایت
اینکه
میرموسوی
مذهبگرا و
جناح اصلاح طلب
رژیم جمهوری
اسلامی
نمیتوانند
آزادی واقعی
را به مردم
هدیه کنند
چونکه
آزادیهای
فردی و اجتماعی
وسیاسی در
قاموس یک
سیستم مذهبی
قابل گنجایش
نیست. در عین
حال بایستی
توجه داشت که
دفاع و حمایت
غربی ها از
موسوی که در
رسانه های
خبری آنان
نمایان
میشود هم
دلیل بر این
نیست که
موسوی
میتواند
مردم ایران
را به آزادی
برساند
همانطوریکه
خمینی
نتوانست ،خمینی
که غربیها از
او هم در
مقابل شاه
حمایت میکردند
که ثمره آن
حمایتها، همین
رژیم
دیکتاتور
جمهوری
اسلامی
میباشد.همواره
بایستی در
نظر داشت که
آنان بدنبال
منافع خود
هستند و مردم
ایران بهای
زیادی پای خطاهای
استراتژیک
آنان پرداخت
میکنند
همانطوریکه
در 30 سال گذشته
پرداخت
میکنند. |