عملیات
های نامنظم
ایران در جبهه
تدارکات و
پشتیبانی و
نیم نگاهی به
زوایه های
تحریم و جنگ
از چشم مذهبی
عملیات های
نا منظم ایران
در جبهه
تدارکات و
پشتیبانی
سالهاست فعال است
تهیه و انتقال
لوازم
آزمایشگاههای
و دیگر
تجهیزات علمی
به درون کشور
تاکتیک ایران
برای دور زدن
تحریمهای غرب
در سالهای
گذشته بوده
است و این
همان تاکتیکی
است که ایران اگر
لازم باشد در
خصوص تامین
مایحتاج
ارزاق عمومی هم
بکار خواهد
گرفت .
در 33 سال
گذشته که
جامعه ایران
دورانهای
بحرانی را پشت
سر گذاشته است
از جنگ 8 ساله
صدام تا
تحریمهای
آمریکا، دهها
هزار نفر از
مردم مناطق
مرزی ایران با
همکاری شبکه
های دلالی در
کشور در امر
تهیه و قاچاق
کالا به ایران
فعال بودند
دستگاههای
انتظامی و
قضایی هم 50 به 50
با این موضوع
برخورد میکردند
و همواره در
مقابل
کالاهای که
میتوانست
برای فرهنگ و
مذهب خطرناک
باشد از قبیل
ماهواره و
اسلحه و مهمات
مستحکم
میایستاد و به
الباقی اجازه
میدادند تا به
فعالیت خود
ادامه دهند.
موضوع
قاچاق کالا پدیده
ای بوده که با
سرعت در همه نواحی
مرزی ایران از
مرز ترکیه تا
عراق،آذربایجان،پاکستان
و افغانستان
حتی از طریق
دوبی و دیگر
کشورهای عربی
و در بعضی از
مواقع از طریق
ایرانیهای
مقیم اروپا و
آمریکا دنبال
میشده که این
پدیده همواره
هم به نفع ایران
نبوده است چرا
که مافیای
جهانی از این
طریق مواد
مخدر و انواع
و اقسام
مخدرات جدید
را وارد کشور
میکرده است
ولی در هر
صورت یک راه
ترانزیت کالا
بطور غیر
قانونی به
کشور وجود
داشته است که
در شرایط
بسیار بد و
خیلی بحرانی این
راه ترانزیت
میتواند از
طریق دولت
پشتیبانی شود.
اما قبل
از اینکه
شرایط بد
دوران جنگ و
تحریم را در
نظر بگیرم
بایستی توجه
داشته باشیم
که انگیزه مقاومت
و جنگ در بین
مردم حاکم است
یا انگیزه
سازش ،رویکرد
آمریکا و بطور
کل غرب به
تحریمهای
جدیدی که
میتواند در دراز
مدت ملت های
زیادی را از
هم پاشیده
سازد نشان
میدهد که آنها
در تلاش هستند
انگیزه سازشکاری
را در بین
مردم افزایش
دهند و با
گرسنگی مردم
را وادار کنند
تا دست از
حمایت جمهوری
اسلامی
بردارند که
این رویکرد
غرب بدلیل
نگاه مادی
خودشان است.
بسیاری از
فعالان و
احزاب سیاسی
همصدایی
نکردن مردم با
آنها را به
حساب ترس مردم
میگذارند که
در واقع تحلیل
درستی نیست
مردم عراق
سالها ظلم صدام
را متحمل شدند
و حتی
تحریمهای
شکننده غرب هم
انها را نتوانست
به حرکت
دراورد ولی
همین مردم به
محض سقوط
دیکتاتور در
عراق جانانه
در مقابل اشغالگری
آمریکاییها
ایستادند و
اجازه ندادند
آمریکا پیروز
جنگ در عراق
باشد لذا
بایستی پرسید
اگر مردم از
جان خویش
میترسیدن چرا
در زمان
اشغالگری
آمریکا
نترسیدند؟جواب
بسیار واضح
است مردم هرگز
از هیچ سیستم
دولتی و هیچ
دیکتاتوری
وحشت ندارند بلکه
علت سکوت شان
در مقابل ظلم
نداشتن
جایگزین
مطمئن میباشد درهمین
انقلاب 57 کشور
خودمان، تنها
چیزی که باعث
شد نظام شاه
برچیده شود اعتماد
عمومی به آیت
الله خمینی
بود اعتمادی
که همه احزاب
سیاسی هم، از
آن حمایت
کردند.پس
میشود نتجه
گرفت که نه
ترس علت سکوت
مردم است و نه
تحریم
میتواند مردم
را به حرکت
درآورد.
با توجه
به این موضوع
و با در نظر
گرفتن رویکرد
غرب به تحریم
و شاید هم جنگ
مشخص میشود که
مردم ایران در
جریان تحریم و
یا جنگ یا
بدلیل نداشتن
جایگزین از
سیاست سکوت
پیروی خواهند
کرد و یا واقعا
از جمهوری
اسلامی حمایت خواهند
نمود و معنی
آن این استکه
مردم دست به
راهکارهای جدیدی
خواهند زد که
با تحمل
کمترین سختی
تا پیدا شدن
جایگزین
مطمئن همچنان
سکوت اختیار
کنند یا اینکه
از این راه از
جمهوری
اسلامی و کشور
خود دفاع
نمایند.
به احتمال
قوی با افزایش
فشار بر علیه
ایران تعداد
بالای از افراد
دارای سرمایه مثل
همیشه ایران
را ترک خواهند
کرد و الباقی
جامعه هم
مجبور خواهند
شد تا روش های
زندگی خود را
تغییر دهند
یعنی اینکه
خیلی از تجمعلات
را کنار
بگذارند و به
سادگی روی
بیاورند به
همین سبب به
دو بخش تقسیم
خواهند شد
بخشی که وظیفه
تدارکات و
پشتیبانی را بعهده
خواهد گرفت و مایحتاج
مردم و بخش
دیگر که وطیفه
دفاع را دارد
را تامین
خواهد کرد .
بخش
تدارکات و
پشتیبانی از
بخش دیگری هم
سود خواهد برد
که هیچ
ارتباطی به
ایرانیها
نخواهد داشت
آنها افرادی
هستند در
کشورهای
همسایه که هم
دنبال پول و
سود هستند و
هم ثواب ،
در ثانی
اگر لازم شود
بخش تدارکات و
پشتیبانی تک
،تک افراد خود
را به خارج از
مرز خواهد
فرستاد و مایحتاج
خود را وارد
خواهد کرد.
و اما در
صورت بروز جنگ
هم دو راه
بیشتر وجود ندارد
یا مردم سکوت
پیشه خواهند
کرد که جمهوری
اسلامی با
حملات غربیها
سقوط کند و
سپس با غرب
وارد نزاع
شوند و یا
اینکه همان
درجا در جنگ
وارد خواهند
شد که صدرصد
به نفع جمهوری
اسلامی خواهد
بود.
آیت الله
خمینی با توجه
به پشتیبانی
مردم در زمان حیات
خود گفته بود
آمریکا هیچ
غلطی
نمیتواند بکند
و یا اینکه نه
آمریکا از آن
زمان قوی تر
است و نه ما از
مردم ویتنام
کمتریم صحت
گفتار آیت
الله خمینی در
جنگ آمریکا با
عراق معلوم شد
مقاومت
مردم در مقابل
اشغالگری از
یکسو و بحران
اقتصاد داخلی
از سوی دیگر
نشان داد که
آمریکا
شکننده است و در
نهایت مجبور
شد به
اشغالگری خود در
عراق پایان
دهد.البته
باید در نظر
داشت هم صدام
و هم طالبان نوکر
خود غربیها
بودند و
مقاومت
نکردند.
اما
موضوع دیگری هم
وجود دارد
آنهم جنبه
مذهبی است
ایران از
مذهبی پیروی
میکند که
بزرگترین جنگ معنوی
خود را در شرایطی
به ثمر رسانده
که در تحریم
بوده و در
محاصره دشمن
بسر میبرده
است دشمنانی
که حتی آب را
به روی سومین
پیشوای مذهبی
ایران بسته
بودند و حسین
هرگز تن به
سازش نداد و
درس مقاومت و پایداری
به پیروان خود
بیاموخت و در
نهایت با
شهادتش برای
همیشه شیعه را
زنده کرد.
مردم ایران
مسلمان هستند
انهم مسلمان
شیعه از یک سو
یک ما روزه
میگیرند و از
سوی دیگر از
حماسه حسین در
کربلا الهام
میپذیرند
یعنی اینکه
شیعه از دو جنبه
آزموده شده
است هم در
مقابل تحریم
دوام میاورد و
هم در مقابل
زور مقاومت
میکند که خیلی
متفاوت از
دیگر ادعیانی
است که با روش
های راحت و با
رفاه پیروان
خود را جذب
میکنند و
پیروانشان در
اولین سختی از
کوره در
میروند در
ثانی ایران بخاطر
تنوع اقوام ،فرهنگ
های متفاوتی
دارد که در
همه این
فرهنگها وطن
فروشی بدتر از
بی ناموسی
است.
منصور
یادگاری
20 بهمن 1390